برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
به نام خدا تولد لیلا و علی پسر دوستم را جداگانه تبریک گفتم وسلامتی آرزو دارم- در مسیر یک پیرمرد محترم راننده تاکسی را دیدم پشت شیشه ماشین عکس یکی از شهدای اوین را زده بود که از او پرسیدم چه نسبتی دارد؟ گفت دامادم هست- دادگاه رفتم برای اخطار رفع نقص وکیل! که قرار شد به محل شرکت الصاق کنند وعصر هم حسین اطلاع داد که وقت رسیدگی به او ابلاغ شده است پس خود را هم صالح رسیدگی دانست-ظهر رفتم دفترخانه واز وکالت حسین که به من داده استعفا دادم ومکتوب شد وبه خود او هم
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
به نام خدا ۳۵ سال پیش از روزی که با دادستان وقت عمومی تهران دیدار کردم گذشت و چه رویدادی و خدا رحمت کند مرحوم آقای صابونچی را با رفتارهای بسیار ارزشمند ومحترمانه ای که داشت- لایحه اعتراض یکی از شکات را نهایی کردیم وگفت فردا ارسال میکند باید دید چه میشود؟ یکی از اشخاصی که با صندوق هم درگیر است زنگ زد واز اقدامات حقوقی جداگانه خودش گفت واز صدور قرار منع تعقیب متعجب بود- الیاس آمد وسری زد و برای کارهایش هم مشورت کرد وراهنمایی کردم وبعد با من آمد برای معاینه
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
به نام خدا علیشاهی برای کارهای تحصیلی اش مشورت کرد که راهنمایی کردم تا دنبال کنم- آرمان گفت امتحاناتش تمام شده است- ایمان علی تگری رفته بود وعکس فرستاد- جعفری نژاد مشورت کرده بود پاسخ گرفتم وبه ایشان منتقل کردم- یکی از شکات اعتراض به قرار منع تعقیب صادره خودش را فرستاد وامیدوارم نتیجه بخش باشد- یکی از دوستان شکایت خودشان را که به دادستان تقدیم کرده فرستاد وامیدوارم نتیجه بخش باشد- شکوه در مورد یک موکل خودش به نزد دادستان رفته بود و از توجه او گفت- شخصی را
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
به نام خدا حاذقی نتیجه مشورت موضوع الیاس را گفت- خاله برای رفتن نزد دکتر ارتوپد گفت وقرار شد هماهنگ کنم-جعفری نژاد مشورت کرد در مورد یک موضوع- از الیاس سوال کردم بهتر بود شکرخدا- حسن تماس واحوال پرسی کرد وگفت هفته آینده دادگاه دارد- احوال پرس فاطمه وعلیرضا وآرمین وخانواده ام شدم که باز دم صبح شنیدم آنجا بمباران شده وشکرخدا سالم اند- شب با خانواده سری به شهر زدیم وفالوده خوری شبانه که خوش گذشت.
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52
برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52